بر ردپای قدیسان: یک زیارت معنوی در کلیسای سن پیترو
برنامه سفر معنوی طراحی شده برای زائران
Museo: Basilica di San Pietro
توجه: امکان تغییر مسیر بازدید
به باسیلیکای سن پیترو خوش آمدید، قلب معنوی مسیحیت و نماد جهانی ایمان کاتولیک. این برنامه شما را به کشف تاریخ، معماری باشکوه و آثار هنری آن راهنمایی خواهد کرد، که این مکان را به یکی از پر بازدیدترین مراکز در جهان تبدیل کرده است. یادآوری میشود که به مناسبت سال یوبیل، ممکن است دسترسی به برخی از مناطق دچار تغییرات یا محدودیتهای موقتی شود. به شما توصیه میکنیم هرگونه بهروزرسانیهای ممکن را در نقاط اطلاعرسانی رسمی یا وبسایت واتیکان بررسی کنید تا بهترین برنامهریزی ممکن را برای بازدید خود داشته باشید.
مقدمه
مقدمه
خوش آمدید، زائران عزیز، به این سفر معنوی در قلب تپنده مسیحیت. کلیسای سن پیترو تنها یک ساختمان باشکوه یا یک شاهکار معماری نیست؛ بلکه مکانی است که زمان در آن به نظر میرسد متوقف شده است، جایی که هر سنگ داستانی از ایمان هزار ساله را روایت میکند، جایی که قدیسان هنوز از طریق آثار، تصاویر و معجزاتشان در میان ما قدم میزنند. این کلیسا که بر روی محل شهادت و دفن رسول پطرس، اولین اسقف رم و سنگ بنای کلیسا، بنا شده است، مرکز قابل مشاهده وحدت کاتولیک در جهان را نمایندگی میکند. در این سال مقدس ۲۰۲۵، زیارت شما معنای عمیقتری پیدا میکند. جوبیلی، در سنت کاتولیک، زمانی برای پاکسازی، تجدید معنوی و آشتی با خدا و برادران است. با عبور از دروازه مقدس، شما در حال انجام یک عمل باستانی به قدمت ایمان هستید، عملی که نماد گذر از زندگی زمینی به زندگی معنوی، از گناه به فیض است. در حالی که آماده میشویم تا این مسیر "در پی قدیسان" را آغاز کنیم، بگذارید روحهای شما به شگفتی، زیبایی و راز باز شود. در این نود دقیقه، ما با هم سفری نه تنها فیزیکی بلکه به ویژه معنوی را طی خواهیم کرد، با لمس پانزده مکان مهم که از ایمان، امید، محبت و عشق بیپایان خدا که از طریق قدیسانش تجلی مییابد، با ما سخن خواهند گفت.
میدان و ستونبندی برنینی
میدان و ستونبندی برنینی
ما اینجا هستیم، در مرکز میدان بزرگ سن پیترو، در آغوش کلوناد باشکوه برنینی -- آغوشی از سنگ که نماد بازوان کلیساست که همه فرزندانش را میپذیرد. جان لورنزو برنینی این میدان بیضی شکل را بین سالهای ۱۶۵۶ و ۱۶۶۷، در دوران پاپی الکساندر هفتم، نه تنها به عنوان یک شاهکار هنری، بلکه به عنوان یک استعاره بصری قدرتمند از پذیرش جهانی کلیسا طراحی کرد. به ۲۸۴ ستون که در چهار ردیف قرار گرفتهاند و این فضای مقدس را ایجاد میکنند، نگاه کنید. برنینی آنها را به عنوان "بازوان مادری کلیسا" توصیف کرد که برای پذیرش مؤمنان از سراسر جهان گشوده شدهاند. در این مکان جادوی خاصی وجود دارد: در یکی از دو کانون بیضی، که با دیسکهای پورفیری در دو طرف میدان مشخص شدهاند، بایستید و ببینید چگونه چهار ردیف ستون به طور کامل همتراز میشوند و به نظر میرسد که به یک ردیف واحد تبدیل میشوند -- یک معجزه واقعی از پرسپکتیو که بسیاری آن را به عنوان نماد وحدت در تنوع کلیسای جهانی تفسیر میکنند. اکنون نگاه خود را به سوی ۱۴۰ مجسمه قدیسان که کلوناد را تاجگذاری کردهاند، بلند کنید، هر کدام تقریباً چهار متر ارتفاع دارند. این قدیسان تنها تزئینات ساده نیستند؛ آنها شاهدان ایمان هستند، کسانی که در مسیر پیش از ما بودهاند و اکنون بر زائرانی که به سوی باسیلیکا میآیند، نظارت میکنند. برنینی خواست که "اجتماع قدیسان" را که کلیسای زمینی را با کلیسای آسمانی متحد میکند، به تصویر بکشد. در مرکز میدان، ابلیسک مصری قرار دارد که توسط امپراتور کالیگولا در سال ۳۷ میلادی به رم آورده شد و به دستور پاپ سیکستوس پنجم در سال ۱۵۸۶ در اینجا قرار گرفت. یک نکته جالب: در طول حمل و نقل و برپایی بسیار حساس ابلیسک، سکوت مطلق در کل میدان تحت مجازات مرگ تحمیل شد. اما زمانی که طنابهایی که این مونولیت عظیم را بالا میبردند به دلیل اصطکاک شروع به شل شدن کردند، یک ملوان جنوایی به نام بندتو برسکا فریاد زد "آب به طنابها!" و عملیات را نجات داد. به جای مجازات، پاپ او را با امتیاز تأمین نخلهای یکشنبه نخل برای سن پیترو پاداش داد. قبل از ورود به باسیلیکا، لحظهای برای تأمل معنوی بگذاریم. این فضای وسیع که میتواند تا ۳۰۰,۰۰۰ نفر را در خود جای دهد، به ما یادآوری میکند که کلیسا جهانی است، برای همه باز است، بدون تمایز. همانطور که پاپ فرانسیس گفت: "کلیسا یک گمرک نیست، خانه پدری است که برای هر کسی با زندگی پرزحمتش جا دارد." اکنون به سوی نمای باشکوه باسیلیکا، اثر کارلو مادرنو که در سال ۱۶۱۴ تکمیل شد، حرکت کنیم. در حالی که پیش میرویم، به یاد داشته باشید که هر کسی که سوال یا کنجکاوی دارد میتواند در هر زمان یک راهنمای گردشگری مجازی مبتنی بر هوش مصنوعی را فعال کند. اکنون به سوی درب مقدس، دومین نقطه مورد علاقه ما در این زیارت جوبیلاری، حرکت کنیم.
دروازه مقدس
دروازه مقدس
در اینجا در مقابل دروازه مقدس ایستادهایم، یکی از نمادهای قدرتمند سال جوبیلی. این دروازه که به طور معمول دیوارکشی شده است، تنها در طول سالهای مقدس باز میشود، زمانی که پاپ به طور تشریفاتی دیواری که آن را مهر و موم کرده است، میشکند و به زائران اجازه میدهد تا از آن عبور کنند به عنوان نشانهای از تبدیل و نوسازی روحانی. عبور از این دروازه نمایانگر لحظهای اساسی از زیارت جوبیلی است: نماد گذر از گناه به فضل، از تاریکی به نور. سنت دروازه مقدس به طور رسمی در سال ۱۴۲۳ آغاز شد، زمانی که پاپ مارتین پنجم مراسم افتتاحیه را برای جوبیلی سال ۱۴۲۵ تعیین کرد. دروازهای که امروز میبینید، اما، مدرن است و از برنز توسط مجسمهساز ویکو کنسورتی برای جوبیلی سال ۱۹۵۰، تحت پاپی پیوس دوازدهم ساخته شده است. پانلهای آن لحظات رستگاری و رحمت را از کتاب مقدس به تصویر میکشند: از اخراج از بهشت زمینی تا بازگشت پسر گمشده، از مأموریت سپرده شده به پطرس تا آمدن دوم مسیح. جزئیات احساسی در مورد مراسم افتتاحیه وجود دارد: پاپ سه بار با چکش نقرهای میکوبد و میگوید "Aperite mihi portas iustitiae" (درهای عدالت را برای من باز کنید). پشت این حرکت داستانی تأثیرگذار وجود دارد. در طول جوبیلی سال ۱۸۲۵، پاپ لئون دوازدهم به قدری ضعیف و بیمار بود که باید در حالی که این حرکت تشریفاتی را انجام میداد، حمایت میشد. با این حال، او اصرار داشت که شخصاً مراسم را کامل کند، به عنوان شاهدی بر اهمیت عمیق روحانی این لحظه. عبور از این دروازه به معنای شرکت در یک آیین پاکسازی روحانی است که به زمانهای باستان بازمیگردد. در کتاب حزقیال، از دروازهای از معبد خوانده میشود که "بسته میماند" و از طریق آن "تنها خداوند، خدای اسرائیل، وارد خواهد شد" (حز ۴۴:۲). سنت مسیحی در این دروازه نمادی از خود مسیح میبیند که گفت: "من دروازه هستم: اگر کسی از طریق من وارد شود، نجات خواهد یافت" (یو ۱۰:۹). در عبور از این آستانه مقدس، به یاد داشته باشید کلمات سنت جان پل دوم: "با عبور از دروازه مقدس، هر کس باید احساس کند که وارد قلب رحیم خدا میشود، مانند پسر گمشده وقتی به خانه پدر بازمیگردد." هر زائر دعوت میشود تا بارهای گذشته، کینهها، زخمها را بیرون از این دروازه بگذارد و با قلبی نو وارد شود، آماده برای دریافت فضل جوبیلی. اکنون، پس از عبور از دروازه مقدس، نگاه خود را به سمت راست میچرخانیم. در آنجا، در فاصلهای کوتاه، یکی از شاهکارهای تأثیرگذار هنر مسیحی در انتظار ماست: پیتای میکلآنژ. بگذارید از زیبایی و پیام عمیق روحانی آن جذب شویم.
پیتای میکلآنژ
پیتای میکلآنژ
در مقابل این مجسمه خارقالعاده از مرمر سفید کارارا، با یکی از لحظات پرشور و تأثیرگذار تاریخ نجات مواجه میشویم: مریم که بدن بیجان پسرش عیسی را که تازه از صلیب پایین آورده شده، بر زانوهایش نگه داشته است. پیتای میکلآنژ، که در سن ۲۴ سالگی بین سالهای ۱۴۹۸ و ۱۴۹۹ تراشیده شد، تنها اثری است که امضای او را دارد. به نوار عبور کننده از سینه مریم توجه کنید، جایی که میکلآنژ حک کرده است: "MICHAELA[N]GELUS BONAROTUS FLORENTIN[US] FACIEBA[T]" (میکلآنژ بوناروتی، فلورانسی، این اثر را ساخت). داستانی جذاب به این امضا مرتبط است. گفته میشود که میکلآنژ پس از اتمام مجسمه، شنید که برخی افراد آن را به یک هنرمند دیگر لومباردی نسبت میدهند. همان شب، در حالی که از این موضوع خشمگین بود، با یک چراغ به آنجا بازگشت و نام خود را بر روی نوار عبور کننده از سینه مریم حک کرد - حرکتی که بعداً از آن پشیمان شد و قول داد که دیگر هیچگاه آثارش را امضا نکند. به مهارت فنی فوقالعاده توجه کنید: چهره آرام مریم که با وجود درد، جوان به نظر میرسد؛ کمال آناتومیک بدن مسیح؛ چین و چروک لباسها که تقریباً به پارچه واقعی شباهت دارد. اما علاوه بر کمال زیباییشناختی، به معنای عمیق الهیاتی اثر نیز توجه کنید. جوانی چهره مریم که در طول قرون بسیاری را شگفتزده کرده، انتخابی عمدی از سوی هنرمند است. وقتی از او پرسیدند چرا مادر عیسی را اینقدر جوان به تصویر کشیده، میکلآنژ پاسخ داد که "پاکدامنی روح، تازگی چهره را نیز حفظ میکند" و اینکه مریم، به دلیل بیگناهی، مانند دیگر زنان پیر نمیشود. همچنین به ترکیب هرمی شکل توجه کنید که در چهره مریم به اوج میرسد. نگاه او پایین است، تأملبرانگیز، در دردی کنترلشده که ایمان عمیقی را بیان میکند. دستان او دو داستان را روایت میکنند: دست راست که با قدرت بدن مسیح را نگه میدارد، عزم مادری او را نشان میدهد؛ دست چپ که در حرکتی از ارائه باز است، به نظر میرسد که قربانی پسر را به جهان ارائه میدهد. در سال ۱۹۷۲، این اثر هنری والا مورد حملهای وندالیستی قرار گرفت: یک زمینشناس دچار اختلال روانی به نام لازلو توث، با فریاد "من عیسی مسیح زندهام!" با چکش به آن ضربه زد. اثر با قطعات بازیابی شده و مرمر از همان نوع ترمیم شد و امروز با شیشه ضدگلوله محافظت میشود. در مقابل این پیتا، بسیاری از زائران در دعا میایستند و بر درد مریم و قربانی مسیح تأمل میکنند. همانطور که شاعر ریلکه نوشت: "زیبایی چیزی نیست جز اولین لمس ترسی که هنوز میتوانیم تحمل کنیم". در اینجا، زیبایی و درد در وحدتی متعالی ترکیب میشوند که مستقیماً با قلب مؤمن سخن میگوید. در حالی که این چشمانداز از رنج و امید را ترک میکنیم، اکنون به سمت راهروی راست کلیسا حرکت میکنیم، جایی که ملاقات ویژه دیگری در انتظار ماست: مجسمه سن پیترو بر تخت، با پایی که از بوسههای مؤمنان در طول قرون فرسوده شده است. جریان زائران را دنبال کنیم و به سمت راست بمانیم.
مجسمه سن پیترو بر تخت
مجسمه سن پیترو بر تخت
اینجا به یکی از ملاقاتهای شخصی و مستقیم با اولین حواریون رسیدهایم: مجسمه سن پیترو بر تخت. این مجسمه برنزی باشکوه که به نیمه دوم قرن سیزدهم برمیگردد، به آرنولفو دی کامبیو نسبت داده میشود، هرچند برخی از محققان معتقدند که ممکن است حتی قدیمیتر باشد و به قرن پنجم برگردد. مشاهده کنید که چگونه پیترو بر روی تخت نشسته است، با دست راست بالا رفته به نشانه برکت و در دست چپ کلیدهای پادشاهی آسمانها، نماد قدرت "بستن و گشودن" که توسط مسیح به او سپرده شده است. مشهورترین جزئیات این مجسمه بدون شک پای راست آن است که به وضوح از لمس و بوسههای میلیونها زائر در طول قرنها فرسوده شده است. این عمل از قدیمیترین و تأثیرگذارترین سنتهای کلیسا است. بوسیدن پای سن پیترو راهی برای ابراز ارتباط خود با اولین اسقف رم است، به رسمیت شناختن تداوم حواری که از طریق جانشینان پیترو تا به امروز ادامه دارد. یک نکته جالب: در طول جشنهای رسمی، مجسمه با لباسهای پاپی، از جمله تاج (تاج سهسطحی پاپی) و یک لباس فاخر پوشانده میشود. این سنت که به صدها سال پیش برمیگردد، مجسمه باستانی را به تصویری زنده از اولین پاپ تبدیل میکند و پلی بصری بین گذشته و حال ایجاد میکند. با نگاه به این برنز که از لمس دستهای بیشمار براق شده است، به معنای پیترو در زندگی کلیسا فکر میکنیم. این مرد که عیسی او را "صخره" نامید، در واقع پر از تناقضات بود: پرشور اما ترسو، اولین کسی که الوهیت مسیح را شناخت اما همچنین قادر به انکار او سه بار. انسانیت ناقص او به ما یادآوری میکند که قداست در بیعیب بودن نیست، بلکه در این است که با وجود سقوطهای ما، به طور مداوم از عشق خدا تغییر کنیم. به کلماتی که عیسی به پیترو در کنار دریاچه طبریه پس از رستاخیز گفت فکر کنید: "آیا مرا بیشتر از اینها دوست داری؟". برای سه بار -- به تعداد انکارها -- پیترو عشق خود را تأیید میکند و برای سه بار عیسی گله خود را به او میسپارد. این داستانی از رستگاری، فرصت دوم، و عشقی است که بر شکست غلبه میکند. هنگامی که این پای فرسوده را لمس یا بوسه میزنیم، در زنجیرهای بیوقفه از زائرانی قرار میگیریم که از طریق این عمل ساده، ارتباط خود را با کلیسای جهانی و تمایل خود برای قدم گذاشتن در مسیر قدیسان ابراز کردهاند. همانطور که پاپ بندیکت شانزدهم گفت: "ایمان یک نظریه نیست، بلکه یک ملاقات با یک شخص است". اینجا، از طریق این برنز باستانی، بسیاری از زائران احساس میکنند که به طور شخصی با ماهیگیر فروتن جلیل که به شاهزاده حواریون تبدیل شد، ملاقات میکنند. اکنون، به راه خود به سمت مرکز کلیسا ادامه میدهیم، جایی که یکی از شگفتیهای فوقالعاده این مکان مقدس در انتظار ماست: بالداکینوی برنینی، که به شکوه بر فراز محراب پاپی و مقبره سن پیترو میافرازد. از راهرو مرکزی پیروی کنیم و بگذاریم ستونهای پیچیده این شاهکار باروک که در مقابل ما دیده میشود، ما را هدایت کنند.
بالداکینو اثر برنینی
بالداکینو اثر برنینی
نگاه خود را به سوی این ساختار باشکوه که تقریباً ۳۰ متر ارتفاع دارد، بلند کنید: بالداکینوی برنینی یکی از شگفتانگیزترین شاهکارهای باروک و نقطه کانونی کلیسا است. این اثر بین سالهای ۱۶۲۴ تا ۱۶۳۳ در دوران پاپی اوربان هشتم ساخته شد و به دقت مکان مقدسترین نقطه ساختمان را نشان میدهد: مقبره حواری پطرس که بر روی آن محراب پاپی قرار دارد و تنها پاپ میتواند در آنجا مراسم عشای ربانی را برگزار کند. چهار ستون پیچدار، که از ستونهای معبد باستانی سلیمان الهام گرفته شدهاند، با برنز پوشیده شده و با شاخههای زیتون و برگ بو که در حرکتی صعودی به هم میپیچند، تزئین شدهاند. به جزئیات با دقت نگاه کنید: زنبورها، نماد خانواده باربرینی که پاپ اوربان هشتم به آن تعلق داشت، و فرشتگان کوچکی که به نظر میرسد در میان شاخ و برگ بازی میکنند. در بالای آن، فرشتگان طلایی یک کره و یک صلیب را نگه میدارند که نماد قدرت جهانی مسیح است. داستانی بحثبرانگیز پیرامون ساخت این اثر وجود دارد. برای به دست آوردن برنز لازم، پاپ اوربان هشتم تیرهای برنزی قدیمی از ایوان پانتئون را برداشت که باعث شد ضربالمثل معروف رومی شکل بگیرد: "آنچه بربرها نکردند، باربرینیها کردند". این حکایت به ما یادآوری میکند که چگونه در تاریخ کلیسا، معنویت و سیاست، هنر و قدرت، اغلب به روشهای پیچیدهای در هم تنیده شدهاند. بالداکینو نه تنها یک شاهکار هنری است، بلکه یک عنصر عبادی با معنای عمیق است. این اثر به یادآورنده سیبوریومهای کلیساهای باستانی مسیحی و همچنین پرده معبدی است که در مرگ مسیح پاره شد، نماد دسترسی جدید و مستقیم به خدا که با قربانی شدن عیسی ممکن شد. این بالداکینوی عظیم یک ارتباط بصری بین مقبره حواری در زیرزمین و گنبد میکلآنژ که به سوی آسمان باز میشود، ایجاد میکند و به صورت بصری پیوند بین کلیسای زمینی و آسمانی را نشان میدهد. محراب پاپی زیر بالداکینو را مشاهده کنید که به آن اعترافگاه سنت پطرس نیز میگویند. نردهای که آن را احاطه کرده با ۹۵ چراغ نذری همیشه روشن تزئین شده که نماد دعاهای بیوقفه مؤمنان است. از اینجا، یک راهپله دوگانه به اعترافگاه واقعی منتهی میشود، یک طاق نیمدایره که به زائران اجازه میدهد تا حد ممکن به مقبره حواری نزدیک شوند که دقیقاً زیر محراب قرار دارد. لحظهای از شدت معنوی خاص در طول جشن سنتهای پطرس و پل (۲۹ ژوئن) رخ میدهد، زمانی که پاپ پالیم، یک نوار پشمی سفید با صلیبهای سیاه که نماد اقتدار شبانی اوست، را میپوشد و آن را بر روی اعترافگاه قرار میدهد، به طور نمادین اذعان میکند که قدرت او مستقیماً از پطرس ناشی میشود. بیایید لحظهای سکوت در برابر این مکان مقدس داشته باشیم. اینجا، جایی که پطرس جان خود را برای مسیح داد، جایی که مسیحیان اولیه همه چیز را به خطر انداختند تا بر روی مقبره او دعا کنند، قلب کلیسا را احساس میکنیم. همانطور که سنت آمبروز نوشت: "جایی که پطرس است، آنجا کلیسا است". اکنون، زیارت خود را با پایین رفتن از راهپله دوگانه که ما را به مقبره حواری نزدیکتر میکند، ادامه میدهیم، نقطه بعدی مورد علاقه ما. با احترام و سکوت این مسیر را دنبال کنیم که ما را به معنای واقعی کلمه به پایههای ایمانمان میرساند.
مقبره سنت پیتر
مقبره سنت پیتر
به اینجا رسیدیم، به اعتراف، این فضای مقدس که ما را تا حد ممکن به مقبره رسول پطرس نزدیک میکند. در اینجا، زیر محراب پاپی و سایبان برنینی، بقایای اولین پاپ، ماهیگیر جلیله که عیسی به او گفت: "تو پطرس هستی و بر این سنگ کلیسای خود را بنا خواهم کرد" (متی 16:18) آرام گرفته است. به معنای واقعی و معنوی، ما بر پایههای کلیسای کاتولیک قرار داریم. تاریخ این مکان جذاب و پیچیده است. پس از شهادت پطرس، که حدود 64-67 میلادی در زمان آزار و اذیت نرون رخ داد - به صلیب کشیده شده به صورت وارونه، طبق سنت، زیرا او خود را شایسته نمیدانست که مانند استادش بمیرد - مسیحیان اولیه بدن او را در این مکان، که در آن زمان بخشی از یک گورستان در تپه واتیکان بود، دفن کردند. با وجود خطر آزار و اذیت، مسیحیان شروع به احترام به این مقبره کردند و یک بنای یادبود ساده، به نام "تروفیوس گایوس"، که توسط تاریخنگار یوسبیوس قیصریه در حدود 200 میلادی ذکر شده است، ساختند. در سال 324 میلادی، امپراتور کنستانتین، پس از قانونی کردن مسیحیت، دستور ساخت اولین کلیسا را درست بر روی این مقبره محترم صادر کرد و سایت اصلی را حفظ کرد. هنگامی که در قرن شانزدهم تصمیم به بازسازی کلیسای فرسوده گرفته شد، یکی از نگرانیهای اصلی حفظ دست نخورده مقبره رسول بود. تنها در قرن بیستم، تحت پاپی پیوس دوازدهم، کاوشهای باستانشناسی علمی انجام شد که بین سالهای 1939 و 1949، گورستان باستانی رومی را کشف کرد و حضور بقایای انسانی سازگار با یک مرد مسن، پیچیده در پارچهای گرانبها از ارغوان و طلا، دقیقاً زیر محراب اصلی را تأیید کرد. در سال 1968، پاپ پل ششم به طور رسمی اعلام کرد که با اطمینان معقولی بقایای سنت پطرس شناسایی شدهاند. به نیایشگاه اعتراف نگاه کنید، که با مرمرهای گرانبها پوشیده شده و توسط مجسمه پیوس ششم در حال دعا، اثر آنتونیو کانوا، تسلط یافته است. همچنین به پالیم، قفسه باریک جلوی نیایشگاه که در آن پالیها، شالهای سفید پشمی با صلیبهای سیاه که پاپ به اسقفهای متروپولیتان به عنوان نشانهای از اقتدار شبانی و ارتباط با کرسی پطرس اعطا میکند، در یک جعبه برنزی طلایی نگهداری میشوند، توجه کنید. یک حکایت تأثیرگذار درباره پاپ ژان پل دوم وجود دارد: در اولین بازدیدش از مقبره پطرس پس از انتخاب به عنوان پاپ، در اینجا به دعا طولانی زانو زد. وقتی از او پرسیدند که در آن لحظه چه احساسی داشت، پاسخ داد: "احساس مسئولیت بینظیر و ناتوانی عمیق." همچنین پاپ فرانسیس، بلافاصله پس از انتخابش، خواست که در این مکان دعا کند، به عنوان شاهدی بر ارتباط معنوی که هر جانشین پطرس را به اولین رسولان متصل میکند. در این مکان مقدس، لحظهای برای تأمل در معنای شهادت و گواهی بگذاریم. پطرس، با تمام ضعفهای انسانی و شکهایش، در نهایت شجاعت یافت که برای مسیح زندگیاش را بدهد. مقبره او به ما یادآوری میکند که ایمان یک ایده انتزاعی نیست، بلکه یک ملاقات شخصی با عیسی است که میتواند حتی ناقصترین فرد را به "سنگی" تبدیل کند که بر آن بنا شود. اکنون، به سمت پشت کلیسا برویم، جایی که شگفتی دیگری در انتظار ماست: محراب کرسی سنت پطرس، که توسط شکوه فوقالعاده برنینی تسلط یافته است. راهروی مرکزی را دنبال کنیم و به سمت محراب کلیسا پیش برویم.
محراب کرسی سنت پیتر
محراب کرسی سنت پیتر
اکنون در برابر یکی از دیدنیترین مناظر کل کلیسا قرار داریم: محراب کرسی سنت پیتر، شاهکار برنینی که بین سالهای ۱۶۵۷ تا ۱۶۶۶ ساخته شده است. نگاه خود را بالا ببرید تا ترکیب باشکوهی را که بر محراب تسلط دارد، تحسین کنید: یک کرسی عظیم از برنز طلایی که توسط چهار دکتر کلیسا (دو نفر از شرق: آتاناسیوس و یوحنا کریسوستوم، و دو نفر از غرب: آمبروسیوس و آگوستین) نگه داشته شده است، و بالای آن "شکوه" فوقالعادهای قرار دارد، یک پنجره بیضی شکل که با ابرهای طلایی و پرتوهای نور احاطه شده است، با فرشتگان و کروبینهایی که در اطراف کبوتر روحالقدس در شیشه آلاباستر میچرخند. این ترکیب عظیم معنای عمیق الهیاتی را در بر دارد. کرسی (تخت) نماد اقتدار آموزشی پاپ به عنوان جانشین پیتر است. این تنها یک صندلی فیزیکی نیست، بلکه قدرت آموزش و هدایت معنوی است که توسط مسیح به پیتر و جانشینانش سپرده شده است. چهار دکتر کلیسا که آن را نگه میدارند، نمایانگر سنت و حکمت الهیاتی هستند که از آموزش پاپی حمایت میکنند. نمایش آنها -- دو قدیس غربی و دو شرقی -- همچنین نماد جهانی بودن کلیسا است که شرق و غرب را در بر میگیرد. "شکوه" فوقالعادهای که بالای کرسی قرار دارد، یکی از جسورانهترین دستاوردهای برنینی است: با استفاده از پنجره محراب به عنوان منبع نور طبیعی، هنرمند توهمی ایجاد میکند که روحالقدس، که توسط کبوتر شفاف نمایان شده است، خود منبع نوری است که کرسی را روشن میکند. این اثر نمایشی تنها یک مهارت هنری نیست، بلکه یک استعاره بصری قدرتمند از الهام الهی است که آموزش کلیسا را هدایت میکند. یک نکته کمتر شناخته شده: درون کرسی برنزی، آنچه که به طور سنتی به عنوان کرسی چوبی واقعی استفاده شده توسط سنت پیتر شناخته میشود، نگهداری میشود، یک صندلی قدیمی که با عاجهایی که کارهای هرکول را به تصویر میکشند، تزئین شده است. در واقع، مطالعات باستانشناسی نشان میدهند که احتمالاً این یک تخت است که به پاپ چارلز کچل در سال ۸۷۵ اهدا شده است، اما این از ارزش نمادین شیء نمیکاهد، که نمایانگر تداوم وزارت پیتر است. در برابر این محراب، درباره معنای آموزش در کلیسای کاتولیک تأمل کنید. همانطور که پاپ بندیکت شانزدهم گفت: "پاپ یک حاکم مطلق نیست که فکر و ارادهاش قانون باشد. برعکس، وزارت پاپ تضمین اطاعت از مسیح و کلام اوست." کرسی نماد قدرت دنیوی نیست، بلکه خدمت است؛ نه سلطه، بلکه هدایت شبانی. در طول جشنهای باشکوه، به ویژه در جشن کرسی سنت پیتر (۲۲ فوریه)، این فضا با نور و رنگ پر میشود، با لباسهای مذهبی که زیر پرتوهای طلایی شکوه میدرخشند. این یکی از لحظاتی است که ترکیب هنر، عبادت و معنویت به اوج خود در کلیسا میرسد. از این نقطه ممتاز، اکنون نگاه خود را به سمت چپ میچرخانیم، جایی که یکی از مهمترین نمازخانههای کلیسا قرار دارد: نمازخانه مقدسترین قربانی، مکانی برای دعا و عبادت مداوم. با احترام به این فضای مقدس قدم بزنیم، به یاد داشته باشیم که این منطقه به ویژه به دعاهای خاموش اختصاص دارد.
کلیسای کوچک مقدسترین قربانی
کلیسای کوچک مقدسترین قربانی
اکنون وارد یکی از مکانهای به شدت معنوی کلیسا میشویم: نمازخانهی مقدسترین قربانی. در اینجا، برخلاف سایر مناطق، جوی از تمرکز خاص حاکم است. در ورودی، نشانهای را مشاهده کنید که به سکوت دعوت میکند: این مکان به طور خاص به دعا و عبادت اختصاص دارد. نمازخانه که توسط کارلو مادرنو در اوایل قرن هفدهم طراحی شده است، با یک نردهی برنزی طلایی زیبا بسته شده است. درون آن، توجه بلافاصله به سوی تابوت بزرگ به شکل معبد، اثر برنینی، جلب میشود که از معبد سن پیترو در مونتوریو برامانته الهام گرفته شده است. این تابوت که با لاجورد و برنز طلایی پوشیده شده است، میزبان قربانی مقدس، حضور واقعی مسیح در قالب نان مقدس است. بالای محراب، یک شاهکار نقاشی که اغلب توسط بازدیدکنندگان عجول نادیده گرفته میشود، قرار دارد: "تثلیث مقدس" اثر پیترو دا کورتونا، که در بالا تثلیث (پدر، پسر و روحالقدس) و در پایین قدیسانی که به قربانی مقدس تعهد خاصی داشتهاند، از جمله سنت توماس آکویناس، نویسنده دعاهای قربانی که هنوز هم استفاده میشود، و سنت فرانسیس آسیزی، معروف به احترام عمیقش به قربانی مقدس، را نشان میدهد. در سمت راست نمازخانه، میتوان به گنجینهی ارزشمند برنزی طلایی که بقایای سنت جان کریسوستوم، یکی از پدران بزرگ کلیسای شرقی، معروف به موعظههایش درباره قربانی مقدس، را نگه میدارد، نگریست. حضور او در اینجا تصادفی نیست: نوشتههای او درباره قربانی مقدس از عمیقترینها در سنت مسیحی است. یک واقعیت کمتر شناخته شده درباره این نمازخانه این است که در طول شورای واتیکان دوم (۱۹۶۲-۱۹۶۵)، بسیاری از پدران شورا قبل از جلسات کاری به اینجا میآمدند تا دعا کنند و از روحالقدس نور و هدایت بخواهند. پاپ ژان بیست و سوم خود به طور مکرر به این نمازخانه بازدیدهای خصوصی داشت، در سکوت و دعا. چراغ قرمزی که به طور مداوم در کنار تابوت میسوزد، نشانهای قابل مشاهده از حضور مسیح در قربانی مقدس است. در سنت کاتولیک، قربانی مقدس صرفاً یک نماد نیست، بلکه حضور واقعی و جسمانی مسیح در قالب نان و شراب مقدس است. همانطور که سنت جان پل دوم گفت: "کلیسا از قربانی مقدس زندگی میکند"، و این نمازخانه قلب قربانی کلیسا است. در این فضای مقدس، لحظهای سکوت برای دعای شخصی بگیرید. عبادت قربانی مقدس شکلی از دعای تأملی به خصوص قدرتمند است که در آن مؤمن به سادگی در حضور مسیح قرار میگیرد، در یک گفتگوی خاموش قلب به قلب. همانطور که سنت ترزا کلکته نوشت: "زمانی که در حضور قربانی مقدس گذرانده میشود، بهترین زمان صرف شده بر روی زمین است." با خروج از نمازخانه، مسیر خود را به سمت راهروی چپ میگیریم، جایی که یک شاهکار دیگر با معنای عمیق معنوی در انتظار ماست: بنای یادبود پاپ الکساندر هفتم، دیگر اثر استادانه برنینی. با احترام قدم برداریم، به یاد داشته باشیم که از یکی از مقدسترین مکانهای کلیسا در حال حرکت هستیم.
بنای یادبود پاپ الکساندر هفتم
بنای یادبود پاپ الکساندر هفتم
اکنون در مقابل این بنای یادبود فوقالعاده توقف کنیم، یکی از آخرین شاهکارهای جان لورنزو برنینی، که زمانی ساخته شد که هنرمند ۸۰ ساله بود. بنای یادبود الکساندر هفتم چیگی (پاپ ۱۶۵۵-۱۶۶۷) یک تأمل بصری قدرتمند درباره مرگ، زمان و امید مسیحی به رستاخیز است. به ترکیب دراماتیک توجه کنید: بالای یک در - یک در واقعی خدماتی که برنینی بهطور هوشمندانه در ساختار گنجانده است - یک سایبان از یشم سیسیلی (سنگ قرمز) قرار دارد که از آن پردهای از سنگ مرمر زرد و سیاه آویزان است. بالای پرده، پاپ الکساندر هفتم در حال دعا زانو زده و به سمت محراب نگاه میکند. در پای او، چهار شخصیت زنانه نمایانگر فضایل اصلی هستند: خیریه با یک کودک، احتیاط با آینه، عدالت با ترازو، و یک شخصیت نقابدار که حقیقت را نمادین میکند. اما عنصر شگفتانگیز و نمایشیتر، اسکلت بالدار برنزی طلایی است که از در زیرین بیرون میآید، پردهای از سنگ مرمر را بالا میبرد و یک ساعت شنی را نگه میدارد، نماد زمان که بهطور بیوقفه میگذرد. این "نبوغ مرگ" - همانطور که برنینی آن را مینامید - به سمت بالا، به پاپ در حال دعا نگاه میکند و تنش دراماتیک فوقالعادهای بین زوال زندگی زمینی و امید به زندگی ابدی ایجاد میکند. یک حکایت جالب: در زیر بنای یادبود، در واقع توسط کارکنان کلیسا استفاده میشد و برنینی مجبور شد با مسئولان کارخانه سن پیترو برای گنجاندن آن در ترکیب خود مبارزه کند. در نهایت، او راهحلی هوشمندانه یافت و چیزی که میتوانست یک عنصر مزاحم باشد را به یک عنصر مرکزی در پیام هنری و معنوی خود تبدیل کرد. پاپ الکساندر هفتم چیگی مردی با روحانیت عمیق و فرهنگ بزرگ بود. در طول پاپیاش، آثار هنری مهمی را در رم ترویج داد، از جمله ستونهای سن پیترو که همیشه به برنینی سپرده میشد. او همچنین به مریم مقدس بسیار متعهد بود و کلیساهای ماریانی بسیاری را بازسازی کرد. یک جزئیات تأثیرگذار: در بستر مرگش، درخواست کرد که تصویری کوچک از مریم که همیشه با خود داشت، بر روی سینهاش قرار گیرد. این بنای یادبود ما را به تأمل عمیق درباره معنای مسیحی مرگ دعوت میکند. همانطور که سنت آگوستین میگفت، "مرگ هیچ نیست، من فقط از در به اتاق دیگر عبور کردهام." تضاد بین اسکلت تهدیدآمیز و دعای آرام پاپ، بهطور بصری امید مسیحی را نشان میدهد که مرگ آخرین کلمه را ندارد. نوشته لاتین روی بنای یادبود میگوید: "Humilitatem tempora praeeunt" (فروتنی پیش از جلال است)، به ما یادآوری میکند که بزرگی واقعی در خدمت فروتنانه است، با پیروی از مثال مسیح. اکنون، به راه خود ادامه دهیم و به سمت راهروی چپ برویم، جایی که با یک بنای یادبود مهم دیگر روبرو خواهیم شد: بنای یادبود کلمنت سیزدهم، اثر مجسمهساز بزرگ نئوکلاسیک آنتونیو کانوا. در حالی که راه میرویم، تناسبات کامل کلیسا را تحسین کنیم، جایی که هر عنصر معماری برای بالا بردن روح به سوی الهی طراحی شده است.
بنای یادبود پاپ کلمنت سیزدهم
بنای یادبود پاپ کلمنت سیزدهم
در مقابل ما مقبرهی باشکوه پاپ کلمنت سیزدهم قرار دارد، شاهکاری از آنتونیو کانوا که بین سالهای ۱۷۸۳ تا ۱۷۹۲ ساخته شده است. برخلاف باروک نمایشی برنینی، در اینجا با زیبایی آرام و متعادل نئوکلاسیسیسم روبرو میشویم که نشاندهندهی تغییری عمیق در ذوق هنری و حساسیت معنوی است. به ترکیب متوازن و هماهنگ توجه کنید: در مرکز، پاپ در حال زانو زدن و دعا کردن است، با حالتی از فروتنی و اخلاص عمیق. در دو طرف او، دو پیکرهی زنانه نمایانگر جنبهی مرگ، با مشعل وارونه، نماد زندگی که خاموش میشود، و دین، که صلیب را نگه داشته و به نظر میرسد که پاپ را تسلی میدهد. در پایهی این بنا، دو شیر باشکوه -- یکی هوشیار و دیگری خوابیده -- نماد قدرت و هوشیاری، اما همچنین صلحی که از ایمان میآید، هستند. پاپ کلمنت سیزدهم رززونیکو (دوران پاپی ۱۷۵۸-۱۷۶۹) در دورهای دشوار برای کلیسا زندگی میکرد، که با فشارهای روشنگری و تنشها با قدرتهای اروپایی، به ویژه در مورد سرنوشت انجمن عیسی (یسوعیان) مشخص میشد. با وجود فشارهای سیاسی عظیم، کلمنت سیزدهم به شدت از یسوعیان دفاع کرد و از انحلال این انجمن همانطور که دربارهای مختلف اروپایی خواستار بودند، خودداری کرد. او به خاطر تقوای شخصی عمیقش و ساعتهای طولانی که در مقابل مقدسترین قربانی به دعا میپرداخت، شناخته شده بود. یک حکایت جالب در مورد خلق این بنا وجود دارد: زمانی که برادرزادهی پاپ، سناتور ونیزی آبوندیو رززونیکو، این اثر را به کانوا جوان سفارش داد، که در آن زمان هنوز مشهور نبود، بسیاری در کلیسای رم از انتخاب یک هنرمند ناشناخته برای چنین بنای مهمی شوکه شدند. اما سناتور رززونیکو اصرار کرد، زیرا نبوغ کانوا را درک کرده بود، و نتیجه آنقدر فوقالعاده بود که به طور قطعی حرفهی هنری او را آغاز کرد. دو شیر در پایهی بنا به عنوان زیباترین نمایشهای مجسمهای از این حیوانات که تاکنون ساخته شدهاند، در نظر گرفته میشوند. کانوا بارها به باغوحش ناپل رفت تا شیرها را از نزدیک مطالعه کند و سعی کرد نه تنها ظاهر بلکه جوهرهی آنها را به تصویر بکشد. یک نکته جالب: این شیرها آنقدر محبوب هستند که پنجههای آنها از لمس بیشمار بازدیدکنندگانی که در طول قرنها آنها را به عنوان نماد خوششانسی نوازش کردهاند، براق شده است. پیکرهی پاپ در حال دعا به ما یادآوری میکند که، فراتر از قدرت و مسئولیتهای زمینی، هر مسیحی در درجهی اول یک روح در برابر خداست. همانطور که کلمنت سیزدهم خود یک بار گفت: "بزرگترین وظیفهی یک پاپ دعا برای گلهاش است." این تصویر از اخلاص فروتنانه ما را دعوت میکند تا دربارهی ارزش دعا در زندگیمان و اهمیت قرار دادن خود با فروتنی در دستان خدا تأمل کنیم. اکنون به مسیر خود ادامه میدهیم و به سمت منطقهی مهم دیگری از کلیسا میرویم: کلیسای سنت میکائیل آرکانجل، جایی که میتوانیم ناویکلا زیبای جوتو را تحسین کنیم و نقش فرشتگان در معنویت کاتولیک را بررسی کنیم. به سمت راست حرکت میکنیم و راهروی جانبی را دنبال میکنیم.
کلیسای کوچک سن میکله آرکانجلو
کلیسای کوچک سن میکله آرکانجلو
به کلیسای کوچک سن میکائیل آرکانجل رسیدهایم، که به فرمانده نیروهای آسمانی اختصاص دارد، کسی که در سنت مسیحی، لشکرهای فرشتگان را در نبرد علیه شر هدایت میکند. این کلیسا، که در جناح راست کلیسای جامع قرار دارد، آثار هنری با ارزش معنوی و هنری فراوانی را در خود جای داده است. تابلوی محراب که بر کلیسا مسلط است، یک موزاییک بزرگ است که در سال ۱۷۵۶ توسط پیترو پائولو کریستوفاری بر اساس نقاشیای از گویدو رنی که در کلیسای سانتا ماریا دلا کنچتزیونه در رم قرار دارد، ساخته شده است. تصویر، سن میکائیل آرکانجل را در حال شکست دادن شیطان نشان میدهد و کلمات مکاشفه را به تصویر میکشد: "و جنگی در آسمان درگرفت: میکائیل و فرشتگانش علیه اژدها جنگیدند" (مکاشفه ۱۲:۷). به چهره با شکوه آرکانجل توجه کنید، با شمشیر بالا رفته و سپری با نوشته لاتین "Quis ut Deus?" (چه کسی مانند خداست؟)، که ترجمه تحتاللفظی نام عبری "می-کا-ال" است. این سوال بلاغی، یادآوری قدرتمندی از تعالی و یگانگی خداست، در برابر هر گونه بتپرستی یا خودپرستی انسان. بر روی دیوار جانبی کلیسا، موزاییک "ناویچلا" را از دست ندهید، که نسخهای از یک اثر اصلی جوتو است که حدود سالهای ۱۳۰۵-۱۳۱۳ ساخته شده است. نسخه اصلی، یک موزاییک بزرگ که ورودی کلیسای قدیمی کنستانتین را تزئین میکرد، پطرس را نشان میداد که بر روی آبها به سوی عیسی میرود، در حالی که دیگر حواریون از قایق در حال طوفان نظارهگر هستند. متأسفانه، نسخه اصلی در طول کارهای تخریب کلیسای قدیمی به شدت آسیب دید و آنچه امروز میبینیم، بازسازیای است که تنها بخشی از ترکیب جوتو را حفظ کرده است. یک نکته جالب: در سنت مسیحی، سن میکائیل آرکانجل چهار نقش اصلی دارد: مبارزه با شیطان، همراهی ارواح مردگان در سفر فرازمینیشان، دفاع بزرگ از مردم خدا، و در نهایت، بردن دعاهای مؤمنان به پیشگاه اعلی. به همین دلیل، بسیاری از زائران در این کلیسا یادداشتهایی با دعاها و نیتها میگذارند، به امید شفاعت آرکانجل. یک دعای بسیار قدیمی که به سن میکائیل اختصاص دارد، میگوید: "سن میکائیل آرکانجل، ما را در نبرد دفاع کن، در برابر شرارتها و دسیسههای شیطان یاریمان باش". این دعا، که توسط پاپ لئون سیزدهم پس از یک رؤیای نگرانکننده در طول یک مراسم عشای ربانی سروده شد، برای دههها در پایان هر جشن عشای ربانی خوانده میشد و اخیراً در دینداری مردمی دوباره کشف شده است. چهره سن میکائیل به ما یادآوری میکند که زندگی مسیحی نیز یک نبرد روحانی علیه نیروهای شر است، چه آنهایی که در خارج از ما هستند و چه آنهایی که در قلب ما عمل میکنند. همانطور که سن پائول گفت: "نبرد ما علیه موجودات ساخته شده از خون و گوشت نیست، بلکه علیه فرمانروایان و قدرتها، علیه حاکمان این دنیای تاریکی، علیه ارواح شر که در مناطق آسمانی ساکن هستند" (افسسیان ۶:۱۲). اکنون، این کلیسا را ترک کرده و به سوی یک بنای یادبود مهم دیگر میرویم: بنای یادبود پاپ پیوس هفتم، اثر توروالدسن، که از دورهای دشوار اما مهم در تاریخ کلیسا سخن میگوید. به سمت جناح جانبی به سوی منطقه جلویی کلیسا حرکت کنیم.
بنای یادبود پاپ پیوس هفتم
بنای یادبود پاپ پیوس هفتم
بیایید در مقابل این بنای یادبود تدفینی، اثر مجسمهساز دانمارکی برتل توروالدسن، که بین سالهای ۱۸۲۳ تا ۱۸۳۱ ساخته شده است، توقف کنیم. این یکی از معدود بناهای یادبود در کلیسا است که توسط یک هنرمند غیر کاتولیک خلق شده است -- توروالدسن در واقع لوتری بود. انتخاب سپردن این اثر به یک هنرمند پروتستان نشانهای از گشایش فرهنگی کلیسا پس از تنشهای دوره ناپلئونی بود. این بنا یادبود پاپ پیوس هفتم کیارامونتی (پاپی بین سالهای ۱۸۰۰ تا ۱۸۲۳) است که زندگیاش با رویارویی دراماتیک با ناپلئون بناپارت مشخص شد. به ترکیب ساده و شیک آن توجه کنید: پاپ بر روی تخت پاپی نشسته است، با تاج پاپی، در حال اعطای برکت. در دو طرف او، دو شخصیت تمثیلی حکمت (در سمت راست، با کتابی باز) و قدرت (در سمت چپ، با شیری) را نشان میدهند، دو فضیلتی که پاپی دشوار پیوس هفتم را مشخص کردند. داستان این پاپ فوقالعاده و تأثیرگذار است. او در کنکلاو ونیز در سال ۱۸۰۰، در اروپایی که از جنگهای ناپلئونی متلاطم بود، انتخاب شد و در ابتدا تلاش کرد روابط دیپلماتیک با ناپلئون برقرار کند و در سال ۱۸۰۱ یک کنکوردات امضا کرد که عمل کاتولیک را در فرانسه پس از سالهای انقلاب بازسازی میکرد. اما به زودی روابط خراب شد: در سال ۱۸۰۹، ناپلئون رم را اشغال کرد و پاپ را دستگیر کرد که به مدت پنج سال، ابتدا در ساونا و سپس در فونتنبلو زندانی بود. یک حکایت تأثیرگذار درباره روزهای زندان او وجود دارد: او که از مشاوران، کتابها و حتی کاغذ برای نوشتن محروم بود، ساعتهای طولانی را در دعا میگذراند. وقتی به او پیشنهاد شد که در ازای آزادی به خواستههای ناپلئون تن دهد، به سادگی پاسخ داد: "نمیتوانم، نباید، نمیخواهم." این استواری، همراه با ملایمت فوقالعاده روحی، حتی احترام زندانبانانش را به او جلب کرد. پس از سقوط ناپلئون، پیوس هفتم در سال ۱۸۱۴ به رم بازگشت و با استقبال پیروزمندانه مردم مواجه شد. با بزرگواری فراوان، به اعضای خانواده بناپارت، از جمله مادر ناپلئون، در رم پناه داد، زمانی که همه به او پشت کرده بودند. وقتی از او دلیل این سخاوت نسبت به کسی که او را آزار داده بود پرسیدند، پاسخ داد: "با آنچه او برای دین انجام داده است، با وجود آزارها، میتوانیم همه چیز دیگر را ببخشیم." این بنای یادبود، با آرامش کلاسیک خود، از کرامت در رنج، استواری در آزمایشها، و بخشش به دشمنان سخن میگوید -- ارزشهایی عمیقاً انجیلی که در یک دوره تاریخی پرآشوب تجسم یافتهاند. همانطور که کاردینال کنسالوی، دبیر وفادار دولت پیوس هفتم نوشت: "قویترین سلاح او صبر بود و مؤثرترین استراتژی او بخشش." اکنون، به یکی از مکانهای جذاب و کمتر شناخته شده کلیسا برویم: غارهای واتیکان، جایی که بسیاری از پاپها دفن شدهاند و میتوانیم به مقبره سنت پیتر نزدیکتر شویم. به دنبال نشانهها برای پلهای که به سطح پایینتر کلیسا منتهی میشود، برویم و به یاد داشته باشیم که در حال ورود به مکانی با تقدس و تمرکز خاص هستیم.
غارهای واتیکان
غارهای واتیکان
اکنون از این پلهها پایین میرویم که ما را به غارهای واتیکان میرساند، مکانی با اهمیت فوقالعاده معنوی و تاریخی، جایی که تاریخ کلیسا از طریق مقبرههای بسیاری از پاپها ملموس میشود. این فضای نیمدایرهای، که بین کف کلیسای فعلی و کف کلیسای قدیمی کنستانتین قرار دارد، بقایای ۹۱ پاپ را از سنت پیتر تا سنت جان پل دوم در خود جای داده است، و زنجیرهای بیوقفه از جانشینان را تشکیل میدهد که دو هزار سال تاریخ را در بر میگیرد. غارها به دو بخش غارهای قدیمی و غارهای جدید تقسیم میشوند. غارهای قدیمی بخش مرکزی را تشکیل میدهند، درست زیر ناو اصلی کلیسا. در اینجا میتوانیم مقبرههای پاپهای مهم قرن بیستم را ببینیم: پل ششم، پاپی که شورای واتیکان دوم را به پایان رساند؛ جان پل اول، که تنها ۳۳ روز حکومت کرد؛ و سنت جان پل دوم، که مقبره ساده اما همواره مورد بازدید زائران از سراسر جهان در نزدیکی مقبره سنت پیتر قرار دارد. به مقبره جان پل دوم نگاه کنید: یک سنگ مرمر سفید با نوشته ساده "Ioannes Paulus PP. II" و تاریخهای پاپی او. هیچ بنای مجلل، هیچ تزئینات باشکوهی وجود ندارد -- فقط سادگی که زندگی شخصی او را مشخص میکرد، با وجود تأثیر فوقالعادهاش بر کلیسا و جهان. در طول مراسم تشییع جنازه او، مؤمنان فریاد میزدند "Santo subito!" و در واقع او در زمان رکوردی، تنها نه سال پس از مرگش، قدیس شد. با ادامه در غارهای جدید، یک موزه زیرزمینی واقعی را کشف میکنیم، با آثار باستانی از کلیسای قدیمی کنستانتین و نکرپولیس رومی که در همین مکان قرار داشت. بهویژه تأثیرگذار است کلیسای سنتهای پیتر و پل، جایی که قطعاتی از تابوت اصلی سنت پیتر نگهداری میشود. یک حکایت کمتر شناخته شده مربوط به مقبره سنت جان بیست و سوم است. هنگامی که بدن او در سال ۲۰۰۰، به مناسبت بیعت او، از خاک بیرون آورده شد، بهطور شگفتانگیزی سالم و بدون فساد یافت شد، با وجود اینکه ۳۷ سال از مرگ او گذشته بود. این رویداد، که بسیاری آن را معجزهآسا میدانند، بهطور فزایندهای به ارادت به این پاپ محبوب، معروف به "پاپ خوب"، افزوده است. در غارهای واتیکان، جوی بینظیر حاکم است، جایی که تاریخ، هنر و ایمان بهطور جداییناپذیری در هم تنیدهاند. همانطور که یک تاریخنگار هنر نوشته است: "اینجا، بیش از هر جای دیگری، تداوم زنده کلیسا را احساس میکنید، که بر روی صخره پیتر بنا شده و توسط جانشینان او در طول قرون هدایت شده است." قبل از بالا رفتن، لحظهای سکوت و تأمل کنیم. در این مکان، جایی که بسیاری از قدیسان و ارواح بزرگ که کلیسا را هدایت کردهاند، آرام گرفتهاند، میتوانیم قدرت همبستگی قدیسان را احساس کنیم، آن پیوند مرموز اما واقعی که همه مؤمنان، زنده و مرده، را در یک بدن مسیح متحد میکند. همانطور که نامه به عبرانیان میگوید: "ما توسط چنین ابر بزرگی از شاهدان احاطه شدهایم" (عبرانیان ۱۲:۱). اکنون، بالا میرویم و به سمت منطقه مهم دیگری از کلیسا حرکت میکنیم: کلیسای تعمید، جایی که حوض تعمید زیبا را تحسین خواهیم کرد و درباره سرّی که ما را به زندگی مسیحی وارد کرده است، تأمل خواهیم کرد. به دنبال نشانهها برای بازگشت به سطح اصلی کلیسا برویم.
کلیسای غسل تعمید
کلیسای غسل تعمید
اکنون وارد کلیسای تعمید میشویم که در جناح چپ کلیسای جامع قرار دارد. این فضای مقدس که به اولین آیینهای مقدس اختصاص دارد، ما را دعوت میکند تا درباره ریشههای مسیحی خود و معنای عمیق تعمید در زندگی ایمانی تأمل کنیم. مرکز کلیسا توسط حوض تعمید بزرگ اشغال شده است که با استفاده از درپوش تابوت امپراتور روم، اتو دوم، که در سال ۹۸۳ میلادی در رم درگذشت، ساخته شده است. این تابوت از سنگ پورفیری قرمز، که در دوران باستان سنگی امپراتوری بود، در سال ۱۶۹۸ در دوران پاپ اینوسنت دوازدهم به حوض تعمید تبدیل شد. ترکیب یک عنصر تدفینی امپراتوری با آیینی که زندگی جدید در مسیح را میبخشد، از نظر الهیاتی پرمعناست: از قدرت زمینی به پادشاهی خدا، از مرگ به زندگی جدید. بالای حوض، گنبدی طلایی قرار دارد که توسط چهار ستون از سنگ مرمر سیاه حمایت میشود و در مرکز گنبد، مجسمه تعمید مسیح، اثر کارلو فونتانا، قابل مشاهده است. مشاهده کنید که چگونه یحیی تعمیددهنده آب را بر سر عیسی میریزد، در حالی که کبوتر روحالقدس از بالا فرود میآید و صحنه انجیل را که "آسمانها باز شدند و او روح خدا را دید که مانند کبوتری فرود میآید" (متی ۳:۱۶) به صورت بصری بازسازی میکند. پشت محراب کلیسا، موزاییک باشکوهی قرار دارد که "تعمید مسیح" اثر کارلو ماراتا را بازتولید میکند. این موزاییک که بین سالهای ۱۷۲۲ و ۱۷۳۵ ساخته شده است، نه تنها تعمید عیسی را نشان میدهد، بلکه فرشتگانی را نیز به تصویر میکشد که به صحنه نظاره میکنند و حضور آسمان را که بر فراز رود اردن باز میشود، نمادین میسازد. یک نکته جالب توجه: این کلیسا شاهد تعمیدهای بیشماری در طول قرون بوده است، از جمله تعمید فرزندان پادشاهان و اشراف اروپایی. اما شاید لحظهای که بیشترین تأثیر را داشت، در سال ۱۹۹۴، در طول سال بینالمللی خانواده، رخ داد، زمانی که پاپ ژان پل دوم شخصاً چندین کودک از نقاط مختلف جهان را تعمید داد، تا جهانی بودن کلیسا و اهمیت خانواده به عنوان "کلیسای خانگی" را نمادین سازد. تعمید ما را به یاد ریشههای معنویمان میاندازد و ما را دعوت میکند تا درباره هویت عمیقتر خود تأمل کنیم. همانطور که سنت پل نوشت: "آیا نمیدانید که همه ما که در مسیح عیسی تعمید یافتهایم، در مرگ او تعمید یافتهایم؟ از طریق تعمید، ما با او در مرگ دفن شدهایم، تا همانطور که مسیح به واسطه جلال پدر از مردگان برخاست، ما نیز بتوانیم در زندگی جدیدی گام برداریم" (رومیان ۶:۳-۴). در زمانی که بسیاری از مسیحیان به نظر میرسد رادیکالیسم تعمید خود را فراموش کردهاند، این کلیسا ما را دعوت میکند تا فیض تعمید را دوباره کشف کنیم و به طور منسجم با تعهداتی که پذیرفتهایم یا والدین و پدرخواندههایمان برای ما پذیرفتهاند، زندگی کنیم. همانطور که پاپ فرانسیس گفت: "تعمید یک تشریفات نیست، بلکه عملی است که به عمق وجود ما میپردازد." اکنون، سفر زیارتی خود را با حرکت به سمت گنبد سن پیترو ادامه میدهیم، آخرین نقطه از مسیر ما، جایی که میتوانیم از منظرهای فوقالعاده از شهر ابدی لذت ببریم و معنای نمادین این شگفتی معماری که بر فراز کلیسا قرار دارد را بهتر درک کنیم.
گنبد سن پیترو
گنبد سن پیترو
به آخرین نقطه از زیارت خود رسیدهایم: گنبد باشکوه سن پیترو، یکی از شگفتانگیزترین شاهکارهای معماری رنسانس و نمادی جهانی از شهر واتیکان. این گنبد توسط نبوغ میکلآنژ بوناروتی در سن ۷۱ سالگی طراحی شد و پس از مرگ او توسط جاکومو دلا پورتا تکمیل شد که پروفایل آن را کمی تغییر داد و آن را باریکتر کرد. صعود به گنبد تجربهای هم فیزیکی و هم معنوی است. دو گزینه داریم: میتوانیم با آسانسور تا تراس کلیسا برویم و سپس ۳۲۰ پله را بالا برویم، یا کل ۵۵۱ پله را پیاده طی کنیم. هر انتخابی که داشته باشید، پاداش شما دیدی بینظیر از رم و درک عمیقتری از نبوغ معماری است که این شگفتی را خلق کرده است. در طول صعود، مشاهده کنید که چگونه پلهها به تدریج باریکتر و شیبدارتر میشوند و انحنای گنبد را دنبال میکنند. دیوارهای شیبدار حسی تقریباً گیجکننده ایجاد میکنند که برخی آن را به عنوان استعارهای از مسیر معنوی تفسیر میکنند: هرچه به آسمان نزدیکتر میشوید، راه باریکتر و چالشبرانگیزتر میشود، اما پاداش نهایی زیبایی بینظیری است. در تراس میانی، میتوانیم از داخل موزاییک گنبد را تحسین کنیم، با نوشتهای که با حروفی تقریباً دو متری در اطراف آن قرار دارد: "TU ES PETRUS ET SUPER HANC PETRAM AEDIFICABO ECCLESIAM MEAM ET TIBI DABO CLAVES REGNI CAELORUM" (تو پطرس هستی و بر این سنگ کلیسای خود را بنا خواهم کرد و به تو کلیدهای پادشاهی آسمانها را خواهم داد) - کلمات عیسی که برتری پطرس را بنیان میگذارند و به معنای واقعی کلمه اساس الهیشناسی کل کلیسا هستند. یک نکته جالب: در طول ساخت گنبد، معماران با مشکلی ظاهراً غیرقابل حل مواجه شدند. ساختار نشانههایی از فروپاشی نشان میداد و از یک فروپاشی فاجعهبار ترسیده بودند. پاپ سیکستوس پنجم مسابقهای برای یافتن راهحل برگزار کرد. ریاضیدانان پیشنهاد دادند که زنجیرهای آهنی به داخل دیوارها اضافه شود، راهحلی نوآورانه که گنبد را نجات داد و هنوز هم امروز در حال کار است، بهطور نامرئی برای بازدیدکنندگان. سرانجام به فانوس در بالاترین نقطه میرسیم، جایی که دیدی ۳۶۰ درجه از رم، شهر ابدی، باز میشود. از این ارتفاع ۱۳۷ متری، میتوانیم رودخانه تیبر را که از میان شهر میگذرد، هفت تپه، گنبدهای بیشمار کلیساها و کولوسئوم در دوردست را ببینیم. در روزی صاف، نگاه میتواند تا تپههای آلبانی و کوههای سابینا پیش برود و حسی از ارتباط با زمینی ایجاد کند که دو هزار سال ایمان مسیحی را تغذیه کرده است. این دیدگاه ویژه نه تنها دیدی منحصر به فرد از شهر، بلکه از زندگی خودمان به ما ارائه میدهد. همانطور که پاپ فرانسیس یک بار نوشت: "گاهی اوقات نیاز داریم که از بالا به چیزها نگاه کنیم تا واقعاً آنها را درک کنیم." این ارتفاع فیزیکی به استعارهای از ارتقاء معنوی تبدیل میشود، نگاهی که تلاش میکند جهان را با چشمان خدا ببیند، در تمامیت و زیباییاش. هنگامی که شروع به پایین آمدن میکنیم، نه تنها تصاویر این دیدگاه فوقالعاده را با خود میبریم، بلکه آگاهی از این که در این زیارت، قلب تپنده مسیحیت را لمس کردهایم، با قدم گذاشتن بر ردپای قدیسانی که در مسیر ایمان پیش از ما رفتهاند، نیز با ماست.
نتیجهگیری
نتیجهگیری
زیارت ما "بر ردپای قدیسان" به پایان میرسد. در این نود دقیقه، نه تنها از یک فضای فیزیکی فوقالعاده عبور کردیم، بلکه یک مسیر معنوی واقعی را از طریق دو هزار سال ایمان مسیحی طی کردیم. از مقبره پطرس، ماهیگیر جلیلهای که مسیح کلیدهای پادشاهی را به او سپرد، تا ارتفاع سرگیجهآور گنبدی که به سوی آسمان میکشد، مسیری را پیمودیم که هم تاریخی، هم هنری و هم عمیقاً معنوی است. هر سنگ، هر موزاییک، هر مجسمهای در این کلیسا داستانی از ایمان، فداکاری و اخلاص را روایت میکند. قدیسانی که در طول مسیر با آنها ملاقات کردیم -- پطرس و پولس، پدران کلیسا، پاپهایی که بر تخت پاپی نشستهاند -- شخصیتهای دور از گذشته نیستند، بلکه شاهدان زندهای هستند که از طریق آثار، کلمات و مثالهایشان همچنان با ما سخن میگویند. زیارت جوبیلی که امروز انجام دادید، تنها یک لحظه جداگانه نیست، بلکه آغاز یا ادامه یک مسیر وسیعتر است. سال مقدس دعوتی است برای تجدید زندگیمان، کشف دوباره زیبایی ایمان، آشتی با خدا و برادران. مانند دروازه مقدسی که از آن عبور کردید، هر تجربهای از این سال جوبیلی یک آستانه است که ما را دعوت میکند از تاریکی به نور، از گناه به فضل، از فردگرایی به همبستگی عبور کنیم. قبل از اینکه از هم جدا شویم، به یاد داشته باشید که هر کسی که سوال یا کنجکاوی دارد میتواند در هر زمانی یک راهنمای گردشگری مجازی مبتنی بر هوش مصنوعی را فعال کند، که میتواند هر جنبهای از بازدید ما را عمیقتر کند یا مسیرهای دیگری در شهر ابدی پیشنهاد دهد. در پایان این زیارت، نه تنها خاطرات و تصاویر، بلکه آگاهی تازهای از تعلقمان به خانواده بزرگ کلیسا را با خود میبریم، میراثی از ایمان که قرنها را در بر میگیرد و ما را فرا میخواند تا با شادی زندگی کنیم و با شجاعت در دنیای معاصر شهادت دهیم.